1390/11/1 : کمک - میگن یک نفر یکی را چپه کرده بود و خوب پخته پخته ... 1390/10/22 : ترکه - یک روز ترکه میره به درخانه خان میگه خیره خیرات ... 1390/10/21 : گدا و پیرزن - گدایی درخانه پیره زنی را میزند.
پیره زن با ... 1390/10/15 : پیرزن دهاتی - روزی یک پیرزن دهاتی در رادیو شنید:که یک پسر در ... 1390/10/13 : تمساح - يك روز يك افغان در امريكا به باغ وحش رفته بود ... 1390/10/10 : دیوانه - یک دیوانه لب دریا رفت وعکس خود را درآّب دید ... 1390/9/14 : پکه پاکستانی - یک افغان که بار اول یک پکه پاکستانی را دیده بود ... 1390/9/2 : شیطانی کردن - چند نفر جوان در یک اتاق خواب بودند. هنگام صبح ... 1390/9/2 : شیر یخ - از لوده می پرسند که اگر گاو خنک بخورد چه خواهد ... 1390/9/2 : ماکیان - یک روز طالبان ماکیان را در زندان کابل ... 1390/8/29 : دگروال - یک دگروال طوطی داشت طوطی اش گپ میزد یک روز ... 1390/8/12 : قاشق - روزی یک نفر پیش داکتر رفت داکتر برش دوا داد و ... 1390/8/7 : نماز خواندن - تركه را به زور ميبرن به نماز بعد از خاندن نماز ... 1390/8/5 : شستن پشک - روزی یک نفرازسرپل تیرمیشد دیدکه ملا نصرالدین ... 1390/8/3 : پسرک - پسرک از مادر خود پرسید که مزه زن چطور است؟ مادر ... 1390/7/29 : جنت - یک روز استاد از شاگرداپرسان کده که کی می خواهد ... 1390/7/28 : شوخی و افشای راز پنهان - روزی شوهری خواست که با خانمش شوخی کند و او را ... 1390/7/25 : شتر - میگویند یک آدم در لغمان در دشت تنها بود شهوت ... 1390/7/25 : شیر خوراک - كدام بچه از خواهر شير خوار اش بد اش ... 1390/7/25 : شتر - شتر سفید
کدام کس مادرش فوت کرده بود همسایه را ... 1390/7/25 : شب بخیر - شب بخیر
میگویند که یک داماد در راه خوشوی ... 1390/7/22 : پیشک قهرمان - یک روز مسابقه جام جهانی پیشک جنگی ده پاکستان ... 1390/7/22 : دار - افغانی رو می خواستم ببرن بالای دار می گن آخرین ... 1390/7/20 : رادیو - میگویند یک اطرافی برای اولین بار یک رادیو ... 1390/7/18 : مرد بهشتی - یک مرد که شب می خواهد با خانم اش همبستر شود ... 1390/7/18 : قبر یا خانه درویش - روزی درویشی با پسر خرد سالش در گوشه ای نشسته ... 1390/7/15 : تقلید بیجا - میگویند قلندر خان که یکی از خان های قریه بود، ... 1390/7/14 : سگرتی های مفت کش - عجب خان از رجب خان پرسید: چرا بعضی ها با ... 1390/7/12 : دوست خوبتر و بهتر - پسر خرد سالی نزد مادرش رفت و گفت: مادرجان ! ... 1390/7/9 : ترس از زن و خشو - فضلو از فتح پرسید: تو زیادتر از حبس ابد میترسی ... 1390/7/8 : زن وشوهر - یک زن مریض درحالت مرگ بودوشوهرش درکنارش نشسته ... 1390/7/7 : دود بخاری - فتح در یکی از روز های سرد زمستان در راهرو عمومی ... 1390/7/6 : چاره صدا - فتح پهلوی فضلو نشسته بود. اتفاقاً بادی از او ... 1390/7/5 : سفید مثل قاز - جوانی در یک مهمانی از قاری که کور و نابینا بود، ... 1390/7/3 : صدای دهل از دور خوش است - روزی فتح در حالیکه به سرعت می دوید، بیت ... 1390/7/3 : زن بیکاره - زنی بر سر سفره غذا با اعصاب خرابی زیاد لباسی را ... 1390/7/3 : چهره و قواره انتیک - روزی از روزها فضلو همرای دوستش فتح به باغ وحش ... 1390/7/3 : ارث بردن عقل - پیرزنی با غرور زیاد خطاب به شوهرش گفت: تمام ... 1390/7/3 : خجالت زده - روزی فتح پس از اذان به مسجد رفت و در صف اول بعد ... 1390/7/1 : ملامتی فتح - روزی فضلو از فتح پرسید: تو که خوده ایقدر هوشیار ... 1390/6/30 : نوعروس وداماد - اقای داماد چندروز بعداز عروسی به وظیفه خود ... 1390/6/28 : مرد اترافی - یک مرد اترافی به کابل آمد شب درهوتل خواب کرد به ... 1390/6/28 : چرسی در مسجد - یک روز یک چرسی درمسجد نشسته بود دعا میکرد ... 1390/6/26 : تقاضای حبس ابد - شبی از شبها فتح با چند نفر از دوستان صمیمی اش ... 1390/6/21 : تشویش بزرگ - چند نفر در اتاق انتظار شفاخانه زایشگاه نشسته ... 1390/6/18 : در هوس حور های بهشتی - طالبان یک پسر نو جوان را انتحاری تربیه کرده، ... 1390/6/16 : چوچه مرغ ها - دو چوچه مرغ با هم وعده ازدواج گذاشتند اما وقتی ... 1390/6/15 : خود کشی خشو - مردی فرياد كنان از خانه به طرف كوچه دويد و گفت: ... 1390/6/15 : جواب ابلهان خاموشی است - یک آدم خانه امددیدکه همرای زن اش کسی است چراغ ... 1390/6/13 : خطا های تصویر و طبابت - یک نقاش حرفه ای شغلش را ترک کرد و مشغول طبابت ...